Happy Brithday
هوا ابری است
خيابان ها خلوتند
در چنين روزی به دنيا آمدم
شايد
ان روز هم
هوا ابری
و خيابان ها خلوت بوده ند
پس من فقط
از خيابانی
به خيابان ديگر پيچيده ام
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 1:1 توسط Amin GR
|
I HATE YOU
محکوم می کنم
دنیای قشنگ تو را
که نه قشنگ است، نه نو.
محکوم می کنم
آنان را که با زمان حرکت می کنند،
زیرا زمان وجود ندارد و هیچ چیز حرکت نمی کند.
محکوم می کنم
پاکدلان را،
زیرا هیچ دلی نه پاک بوده؛ و نه پاک تواند بود.
محکوم می کنم
قداست خدایان را
زیرا هیچ چیز مقدس نیست و خدایان وجود ندارند.
محکوم می کنم
و خوار می شمارم جسم بشری را
زیرا ضربان ضعیف خونابه ای است
که از بدو تولد آلوده است.
من، آن خودپرست اعلی، نفرت می ورزم.
نفرین می کنم، متهم می کنم، کینه می توزم،
به مبارزه می خوانم، نفی بلد می کنم
و یک جا
محکوم می کنم
اذهان آدمیان را
زیرا قادر نیستند بدانند از چه رو بهشت را می جویند
زیرا از لذت های حیوانی محض در برابر اختران بی خبرند.
همچنان که در آب های ژرف شیرجه می روم فریاد بر می دارم:
من اذهان آدمیان را رد می کنم!
اما گذشته از هر چیز، من فقط این جا در اتاقم نشسته ام
و در کتابی می نویسم، که گفته ام سیاه است.
اگر به دیدارم بیایید، می گویم، سلام،
و دستتان را می فشارم، و لبخند می زنم، و می گویم، بفرمایید.
و با صدایی نرم با شما سخن می گویم
و از شادی و غم هایتان می پرسم
گاوین بنتاک
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 23:15 توسط Amin GR
|
Wings OF GOD
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 22:54 توسط Amin GR
|
Confusing What is Real
شاید چیز های زیادی برای بدست اوردن باشه
یا شاید چیز زیادی نباشه برای از دست دادن
شاید هم برعکس
در هر صورت چنگ می زنم به زندگی
شاید هم فقط چیزی من رو وادار به موندن می کنه
وابستگی؟
شاید توهم خودخواسته وابستگی برای فرار از فکر فرار
وابستگی
فرار
این زندگی لعنتی مجموعه کامل تضاد هاست
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 23:14 توسط Amin GR
|
THIS FUCKLY LIFE
To be Continue
........
پ.ن: اين پست فقط واسه اين بود بگم تا اطلاع ثانوي زنده ام و اگه ساكتم به خاطره اينه كه انقدر گفتني ها زياده كه نميدونم چه جوري بگم
و سكوت.......
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 23:29 توسط Amin GR
|
Fading Beauty
When the dark and cold winterdays
Are drawing near
And the snow is falling down
When the northern winds are howling
In remembrance of you
I still see your shining face again
Your amazing beauty
Always turned this wretch into a man
We assumed it would never end
But time was not our friend
I cry out in the blackened sky
As I watch your beauty die
As I watch you suffer
As I watch you scream
As I watch you falling down
Fading
And I shed a tear
For your long lost soul
For your fading beauty
Never to return
In solitude, I cry alone
In my mortality
I dance the final way
To my unknown destination
A gothic dance with you
In my unreality
What you are is what you are
And what I am means nothing
What you want is what you get
But what you'll get is nothing
Nothing will ever please you now
A simple wish, your beauty
Return sometimes, somehow
I'll take my dreams, my memories
My long-gone hope you'll return
When the winter leaves this love behind
It's time to say goodbye
When the long winterdays
Are drawing near
When the black soil
Turns to white
When sounds of joy and fear
Are silenced by the snow
When love captures me
In its bitter sweet sense
When reality hides away
In its own secret shadow
When the beauty fades to nothing
When the magic in your eyes
Fades away
I say goodbye
As I watch you beauty die
Knowing you loved me
هنگامي که روز هاي تاريک و سرد زمستان
نزديک مي شوند
و برف مي بارد
هنگامي که باد هاي شمالي زوزه مي کشند
در خاطراتم از تو
من هنوز چهره درخشان تو رو مي بينم
زيبايي شگفت انگيز تو
هميشه اين بيچاره رو به يک مرد تبديل مي کند
ما مي پنداشتيم اين(زيبايي) هيچوقت پايان نخواهد يافت
اما زمان يار ما نبود
من فرياد ميزدم در آسمان سياه
هنگامي که مردن زيبايي تو رو مي ديدم
هنگامي که مي ديدم درد کشيدن تو رو
هنگامي که مي ديدم فرياد کشيدن تو رو
هنگامي که مي ديدم سقوط تو رو
و خون گريه کردم
براي روح بلند گم شده تو
براي زيبايي محو شده تو
هيچ وقت برنگشت
در تنهايي، تنها مي گريم
در مرگ خودم
ميرقصم به روش پاياني
به سوي هدف ناشناخته ام
رقصي وحشي با تو
در توهماتم
هرچه هستي همان است که هستي
و چيزي که من هستم معناي پوچ است
چيزي که خواستي ،چيزي است که به دست آوردي
اما چيزي که به دست خواهي آورد ،پوچ است
هيچ چيز نمي تواند حالا تو را خوشحال کند
يک آرزو ساده،زيبايي تو
گاهي باز خواهد گشت،به طريقي
رويا هايم را خواهم گرفت، خاطراتم را
آرزو هاي کهنه ام ، را تو برمي گرداني
هنگامي که زمستان اين عشق را پشت سر گذاشت
وقت خداحافظي است
هنگامي که روز هاي بلند زمستان
نزديک مي شوند
وقتي که خاک سياه
سفيد مي شود
وقتي که صداي ترس و لذت
با برف خاموش مي شود
هنگامي که عشق مرا تسخير مي کند
در حس تلخ و شيرينش
هنگامي که واقعيت محو مي شود
در راز سايه هامان
وقتي که زيبايي به سوي هيچ محو مي شود
وقتي که جادوي چشمانت
دور مي شود
من خداحافظی خواهم کرد
هنگامي که مردن زيباي تو را مي بينم
مي فهمم دوستم داشتي
Morphia
Fading Beauty
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 9:7 توسط Amin GR
|
Driven Under
Do you think I’m faking
when I’m lying next to you?
Do you think that I am blind
nothing left for me to lose?
Must be something on your mind
something lost and left behind
Do you know I’m faking now?
Do you know I’m faking
when I’m lying next to you?
Do you know that I am blind to everything you ever do
? Must be something on your mind
something lost for me to find
Do you know I’m faking?
Then she told me she had a gun
it sounded like she’d used it once before on him
Then she told me she had a gun
it sounded like she’d used it once before, oh man
I guess you know I’m faking
when I tell you I love you
I guess you know that I am blind
to everything you say and do
Must be something on my mind
there’s nothing left for me to hide
Do you know I’m faking?
We have to succumb to the feelings we can never face
I need you. I breathe you.
I can’t go through this all again.
Then she told me she had a gun
she says she wants to use it on me now…
تو میدونی که من اون روم رو نشون میدم
وقتی کنارت خوابیدم
فکر ميکني من کورم؟
و چيزي برام باقي نمونده که از دست بدم ؟
چيزي بايد باشه در ذهنت
چيزي که گم شده و جا مونده
آيا ميدوني من الان دارم حقه میزنم؟
تو میدونی که من اون روم رو نشون میدم
وقتی کنارت خوابیدم
فکر ميکني من کور بودم به همه کارهايي که کردي ؟
بايد چيزي در ذهنت باشه
چيزي گم شده براي من ( که پيداش کنم
ميدوني من کلک ميزنم ؟
وقتي به من گفت که يک اسلحه داره
صداش طوري بود که انگار قبلاً استفاده کرده به روي اون
وقتي به من گفت که يک اسلحه داره
صداش طوري بود که انگار قبلاً استفاده کرده ،اوه
حدس ميزنم تو ميدوني من وانمود مي کنم وقتي بهت ميگم دوست دارم
حدس ميزنم تو ميدوني من نميبينم کارهايي که کردي و حرفهايي که گفتي
بايد چيزي در ذهنم باشه
چيزي برام نمونده که پنهان کنم
آيا ميدوني من کلک ميزنم ؟
ما بايد تسليم احساساتي بشيم که هيچ وقت نميتونيم باهاشون رو برو بشيم
من بهت نياز دارم،من تو رو نفس ميکشم
من نميتونم همه اينها رو دوباره تحمل کنم
و وقتي اون به من گفت که يک اسلحه داره
گفت ميخواد اون رو ،الان روي من امتحان کن
Driven Under
Seether Band
Disclaimer Album
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 11:40 توسط Amin GR
|
MY LITHIUM
Lithium- don't want to lock me up inside
ليتيوم- نخواه که مرا از درون حبس کني!
lithium- don't want to forget how it feels without
ليتيوم- نخواه که چگونگي احساسم بدون تو را فراموش کنم!
lithium- I want to stay in love with my sorrow
ليتيوم- مي خواهم همراه غم و اندوهم در اين عشق بمانم!
oh but God I want to let it go
آه، اما خدايا مي خواهم بگذارم اين برود!
come to bed, don't make me sleep alone
به بستر بيا، نگذار تنها به خواب روم!
couldn't hide the emptiness you let it show
پوچي نمي توانست مخفي بماند، تو اجازه دادي آشکار شود!
never wanted it to be so cold
هرگر نخواسته بودم که اين خيلي سرد باشد!!!
just didn't drink enough to say you love me
فقط به حد کافي (شراب) ننوشيده اي تا بگويي دوستم مي داري!
I can't hold on to me
نمي توانم برخود نگاه دارم!
wonder what's wrong with me
در شگفتم چه چيز همراه من نا صحيح است!
Lithium- don't want to lock me up inside
ليتيوم- نخواه که مرا از درون حبس کني!
lithium- don't want to forget how it feels without
ليتيوم- نخواه که چگونگي احساسم بدون تو را فراموش کنم!
lithium- I want to stay in love with my sorrow
ليتيوم- مي خواهم همراه غم و اندوهم در اين عشق بمانم!
Don't want to let it lay me down this time
اکنون نخواه که اجازه دهي اين مرا دفن کند!
drown my will to fly
غرق مي شوم تا آرزويم به پرواز در آيد!
here in the darkness I know myself
اينجا در درون تاريکي خودم را شناختم!
can't break free until I let it go
نمي توانم رها گردم تا زمانيکه بگذارم اين برود!
let me go
بگذار بــــــــــــــــــــروم ...!
Darling, I forgive you after all
عزيزم، من پس از همه چيز تو را بخشيده ام!
anything is better than to be alone
هيچ چيز بهتر از اين نيست که تنها باشي!
and in the end I guess I had to fall
و در پايان، گمان مي کنم بايد سقوط مي کردم!
always find my place among the ashes
هميشه جايم را در ميان خاکسترها مي يابم!
I can't hold on to me
نمي توانم برخود نگاه دارم!
wonder what's wrong with me
در شگفتم چه چيز همراه من نا صحيح است!
EVANESCENCE
THE OPEN DOOR ALBUM
ترجمه از سایت WWW.EVANESCENCE.IR
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 21:47 توسط Amin GR
|
BLUE WALL
ترسی تازه برای زندگی
جراتی پوچ
به امید روزی بهتر
چشمهایی عمیق تر از خود
آنقدر که یارای غرق شدن را داشته باشند
بارانی وحشی
امواج خاموشی که سکوت سرد این ساحل را می شکنند
و چیزی بیشتر از آنچه به نظر میرسد
شاید خیالی باطل
دردی خودخواسته
یا توهمی آبی
آبی مثل دیوارهای دل تنگی ام
دلنشین
مرموز
بی انتها
به امید اینکه عمق این بیشتر از رنگ دیوار باشد
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 11:36 توسط Amin GR
|
شبحی در آینه
Come look at me do you like what you see?
If you smash the mirror you'll still not be free
Look in the glass and you'll see who you are
And you'll run but you'll not run far
If you talk to me maybe I'll talk to you
We'll tell lies together but never the truth
Just you and me and I'll see what you do
You'll watch me, and I'm all over you
Come to the mirror my boy
I'm the face that you see
When the face isn't yours
A Phantom, I'm hiding inside
Yes I'm what you see
When you see in my eyes
Some sedation to stop what you see
But no one can help me
I hide in my room, but he moves and lets loose
My Four Doors of Doom
Just let me out, you'll see who I am
I'm controlling the man
Come to the mirror my boy
I'm the face that you see
When the face isn't yours
A Phantom, I'm hiding inside
Yes I'm what you see
When you see in my eyes
Don't act surprised
I see what you do
Can't let your....? And kill off the boy that's in you
Trust me you fool
The price that's inside you
Two will kneel
They can't see who they are
A reflection is cast
On a conscience of war
I am the mirror
The plaything of men
The true alter ego
The phantom within
بيا به من نگاه کن، اون چيزي رو که مي بيني دوست داري ؟
اگه آينه رو هم بشکني باز هم آزاد نخواهي بود
به شيشه نگاه کن، خواهي ديد که واقعاً کي هستي
تو فرار ميکني اما نميتوني زياد دور بشي
اگه تو با من صحبت کني،شايد من باهات حرف بزنم
خوبه، به هم دروغ ميگيم اما حقيقت رو نه
فقط من و تو، من ميبينم چه کار ميکني
تو به من نگاه ميکني، و من در تمام وجود تو جاريم
جلو آينه بيا پسرم
من صورت تو ام
وقتي که صورتت مال تو نيست
يک شبح،من در درون پنهان شدم
آره من همون چيزي ام که ميبيني
وقتي به چشمام نگاه ميکني
مقداري مسکن که متوقف کنه چيز هايي رو که ميبيني
اما هيچکس نميتونه به من کمک کنه
در اطاقم قايم شدم،اما ناراحت و
چهار در سرنوشت فقط اجازه ميدن که خارج شم
خواهي ديد من کي هستم
من اون مرد رو کنترل ميکنم
جلو آينه بيا پسرم
من صورت تو ام
وقتي که صورتت مال تو نيست
يک شبح،من در درون پنهان شدم
آره من همون چيزي ام که ميبيني
وقتي به چشمام نگاه ميکني
تعجب نکن
ميبينم چه کار ميکني
نابود کن پسري که در تو هست
بهم اعتماد کن، تو فريب دادي اونو
زانو بزنيد (2 نفري)
اونها نمي تونند ببينن کي هستن
انعکاس يک قالب در وجدان جنگ
من آينه ام
بازيچه يک مرد
يار حقيقي
خيال( شبح) درون
W.A.S.P.
Phantom in the Mirror
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 22:49 توسط Amin GR
|